بیانیه انصراف آقای خاتمی از نامزدی را که خواندم، ناخودآگاه چند کلمه اش را علامت زدم و های لایت کردم. بعد با کمال حیرت، دیدم از پیوند جادویی همان چند کلمه،یک «خاتمی تازه» سر برآورده و جوانه زده است.اکنون یقین دارم سید محمد خاتمی در هشتادو ششمین روز زمستان، در «دوقدمی بهار»، با طراوت و تازه شده است.
«این خاتمی تازه» همانی است که بالاخره پذیرفت «میتواند و باید» اصلاحات مورد نظرش را با «آموزش از پایین» شروع کند.«این خاتمی تازه» بدرستی از «حضور بی تاثیر» در قدرت دل کنده و برای «بهبود وضع» به عرصه جامعه پای گذاشته و اکنون در آستانه قلب مردمش ایستاده است. در همین بیانیه انصراف،نشانه های «عزم بی تعارفش» برای دفاع از «تغییرات سازنده» جوانه زده و لحن تازه اش را میتوان در همین بیانیه که به قلم خود اوست دید.او هرگاه از قدرت دل کنده،لحنش چنین قاطع و بی تعارف و صریح بوده. او دیگر با ما و با همه،با تعارف کمتر و صراحت بیشتری سخن خواهد گفت و این خیلی لذتبخش است.شاید با همین لحن صریح،بتواند سریعتر ما را «ما» کند.
آقای خاتمی با عمل به همان استراتژی انتخاباتی و سیاسی «یامن میایم یا میرحسین» که ماه قبل وعده داد،نامزدی را به مهندس موسوی واگذار کرد تا خود به ایفای «آن نقش دیگر» در جامعه مدنی باشد.این«خاتمی تازه» میتواند و باید همان نفر «مؤثری» باشد که در پشت صحنه ، به پیروزی «نامزد تغییرخواهان» کمک کند این خاتمی تازه میتواند و باید از «کف این هرم»،اصلاح را برای اصلاح شروع کند. او اصلاحگری در بالاهای این هرم را به فرد توانمندتری محول میکند تا او مطالبات مردم را در مقام رئیس جمهور پیگیری کند.و خود تصمیم دارد و باید وقتش را برای اصلاح و آموزش «این پایینی که مائیم» صرف کند.این خاتمی تازه،میتواند و باید صدای تحول طلبی مردم «پایین دست» باشد،تا در فرایندهایی کاملا” مردمی و آرام، مسئولان را برای اصلاح امور «راهنمایی و یاری» نمایند.و این تلاش مردم برای «بهبود» هرگز دلسرد و متوقف و تعطیل نشود.
«این خاتمی تازه» با همه دشواریها و فشار اطرافیان،بالاخره «بهترین انتخاب» را انجام داد و به «سوی دیگر» این عرصه نگاه کرد.جایی که میلیونها مردمی ایستاده اند که خاتمی را در وادی فرهنگ و اخلاق «قابل اقتدا» میدانند و دلسوزی او برای کشور را هم دیده و هم تجربه کرده اند.این «خاتمی تازه» میتواند و باید این میلیونها دوستدارش را برای اصلاحگری و «تغییرات سازنده» توجیه کند و آموزش دهد.او میتواند و باید نهادهای مدنی و خرد جمعی را تقویت کند.سازماندهی کند.جان تازه ببخشد تا «سازوکار قدرت» بطور دائمی بتواند خود را «بازیابی و اصلاح» کند و ایرادات را برطرف سازد و این سیستم،برای همیشه به سازوکاری طبیعی و کارآمد تبدیل شود و تصمیمات کشور،همواره مبتنی بر خرد و نیازهای جمعی باشد.
این نوشته همچنین پاسخ به سئوال ذهنی خوانندگانی است که شاهد انتقادهایم از «نامزدی آقای خاتمی» بودند و شاید حالا از خوشحالیم از جوانه زدن «این خاتمی تازه» متعجب شوند.تا بدانند ما به «این خاتمی تازه» احتیاج بیشتری داریم نه آن نامزدی که نهایتا” خود و جامعه را «مستهلک» و خسته و دلزده میکرد.«این خاتمی تازه» همان «پیش نیازی» را خواهد آورد که «ما» برای «ما شدن» می خواهیم.قبل از هر چیز دیگر.
او میتواند وباید باور ما را به اینکه همواره «یک ملت» شویم تقویت کند،ما را «ما» کند و برای حرکت به سوی فردای بهتر چیزهای تازه «یادمان» بدهد.او میتواند و باید به نوعی آموزشمان بدهد تا یک ملت واحده شویم. ملتی شویم که بیاموزد «تغییر» و «حرکت» به سوی کمال و پیشرفت و تعالی،کار تعطیل برداری نیست.ملتی که بیاموزد «تحول و تغییر» لزوما” با انقلاب و شورش و تخریب هرآنچه هست،میسر نمی شود و باید بسیاری از تغییرات را همزمان با مدیران جامعه و «ابتدا از خود» شروع کند.ملتی که همچنان نه استیلای قدرتمندان خارجی را تحّمل کند و نه آزادگی و آرمان طلبی هایش را از یاد ببرد.ملتی که همچنان مقابل انحراف برخی مسئولان از عهدها و آرمانها بایستد و لحظه ای از راست کردن کجی ها غفلت نکند.ملتی که همچنان بی قانونی و سرکوب خواسته های بحقش را برنتابد.ملتی که برای رسیدن به فردای بهتر،منتظر قهرمان نماند و خود را چنان بسازد که همواره یک ملت قهرمان باشد و نهایتا” به فردای بهتر دست یابد.
حضور «این خاتمی تازه» را «در میان خود» در این «پایین دست» که به دانش و آموخته هایش نیاز فراوانی داریم، گرامی بداریم.و کمکش کنیم تا برای «ما شدن» کمکمان کند. او «میتواند و باید» ما را «ما» کند.



















نظرات ()
